شنبه 28 اردیبهشت 1387 ساعت 09:18
"...من کودکیهایم را یافتهام.
در وجود دختری ۴ سال و نیمه.

- خاله فرشته! وقتی بارون بیاد گُلا وا میشن؟
- [آهسته در دلم] آره خاله جون. چه تو بخندی، چه بارون بیاد...
- خاله فرشته! من فقط کلاغای سیاه رو دوست دارم. از کلاغای سفید خوشم نمیاد.
- [اشک میشوم در دلم] قربونت برم من! آخه اینا که نمیفهمن کلاغای سفید چه جورین و کجا میشه پیداشون کرد..."
نویسنده : متین موضوع : زندگی جاریست...




