تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
طرح های توجیهی اقتصادی
مشاغل پردرآمد
همین حالا شروع کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 17 تیر 1387 ساعت 00:30
هیچ تضمینی نیست!

 

آخی چقدر دلم برای بادبادک آبی خوشگلم و البته شماها  تنگ شده بود.

چه طورین؟ خوبین؟ چه خبرا؟ توی این مدت که نبودم چی کارا می‌کردین؟

 

منم خوبم و مشغول کار و بار. خبر خاصی نیست و حال و روزم هم با این چند وقته اخیر تفاوت چندانی نداره. چرا البته یه فرقی داره. این روزا همه‌ی کارا فشرده‌تر شده(mp3). اگه تا حالا یکی دو شب در هفته می‌شد ساعت یازده، یازده و نیم خوابید، حالا هیچ شبی نمی‌شه زودتر از یک و دو خوابید و این برای من یعنی مرگ تدریجی یک مستانه.

 

و اما گزارش کار این جلسه:

 

- ته مونده‌ی خریدا انجام شد. البته هیچ تضمینی نیست که چیزی از قلم نیفتاده باشه. دیروز من و خاله راضیه و مامان‌بزرگ از صبح رفتیم بازار و متین ساعت شش جنازه‌ی من رو در متروی مصلی تحویل گرفت.

 

- توی این دو سه روز من دو سه بار رفتم خیاطی برای پرو لباس پاتختی و البته هیچ تضمینی نیست که لباس به موقع آماده شه.

 

- بالاخره پرده رو تحویل گرفتیم. این بار ظاهرش درسته اما هیچ تضمینی نیست که اندازه‌هاش هم درست باشه.

 

- اتاقم رو کاملاً تخلیه کردم و تحویل مامان دادم. الان فقط یه دست رختخواب اون گوشه است که البته هیچ تضمینی نیست این چند شب فرصتی بشه که روش بخوابم.

همیشه فکر می‌کردم این کار خیلی برام سخت باشه. فکر می‌کردم با دور ریختن هرکدوم از وسایل قدیمی کهنه‌ام کلی دلتنگ بشم. اما اینطوری نشد.

 

- نه. خونه رو هنوز نچیدیم. جای ستاد دلهره خالی

 

یک کلام از آقای داماد: با اینکه من دو ماه زودتر از موعد خونه گرفتم و تحویل خانواده محترم عروس خانوم دادم، هنوز که هنوزه وسایل توش چیده نشده! وسایل منتظرن خونه پرده‌دار بشه و پرده‌ها هم بعد از ۳ بار رفت و برگشت به خیاطی هنوز گوشه‌ی خونه نشستن! البته لازم به ذکره که همه‌ی کارهای مردونه از قبیل سوراخ‌کاری و چسب‌کاری و بعضاً تمیزکاری انجام شده، اما این خانوما با سرعت (یک بر روی سرعت نور) حرکت می‌کنن.

 

من یه دقیقه بلند شدم رفتما! ببین این متین چیا نوشته! آقا متین اگه خونه‌ای که گرفتی بالای کوه نبود و روزی ۸ ساعت آبش قطع نمی‌شد ما جمعه خونه رو آماده تحویل شما می‌دادیم.

 

کلام دوم از آقای دوماد: دوستان توجه داشته باشن! بعد از دو ماه برای اولین بار تشریف بردن خونه دیدن آب قطعه...! من دیگه چیزی نمی‌گم.

 

حیف که نمی‌خوام بچه‌ها رو وارد این مسائل کنم وگرنه بهت می‌گفتم.

 

- این روزا بیشتر از همیشه به متین نگاه می‌کنم. و وقتی نگاهش می‌کنم یه بهت سراسر وجودم رو فرا می‌گیره. باور اینکه از پنج روز دیگه تا یه عمر قراره با متین زندگی کنم، با متینی که تا ۷ سال پیش یه غریبه بود، تا سه سال پیش فقط یه آی‌دی بود و تا دو سال پیش فقط یه همکار،‌ بهت همه‌ی وجودم رو پر می‌کنه.

 

- دیروز سالگردمون بود. سالگرد نامزدیمون و مثل روز زن در شلوغی این روزها گم شد. و البته هیچ تضمینی نیست که روز مرد اتفاق بهتری در انتظار متین باشه  

 

نویسنده : مستانه موضوع : زندگی جاریست...