راستش ما توی فک و فامیلمون رسم شب یلدا نداشتیم و نداریم. تازه نداشتن این رسم اصلاً هم به نظرمون عجیب نیست.
آخه مگه روز رو ازمون گرفتن که نصفه شب بریم خونهی بابابزرگ و مامانبزرگ و زابراشون کنیم.
اونم چی، بریم اونجا هندونه بخوریم؟ هندونه؟ آخه تو این سرما مگه می شه هندونه خورد؟
گفتم سرما، یادم افتاد از صبح دارم توی این اتاق یخ میزنم. یعنی الان دقیقا میدونم "سرما تا مغز استخون رو میسوزونه" یعنی چی.
آره دیگه، خلاصه تنها کاری که ما شب یلدا میکنیم اینه که اون شب رو یه دقیقه بیشتر میخوابیم.
اصلاً مگه تموم شدن پاییز جشن گرفتن داره؟؟؟
البته من نمیدونم فک و فامیل متین از این رسما دارن یا نه. راستش رو بخواین تا حالا هم ازش نپرسیدم، آخه پارسال ترسیدم اگه بپرسم، مجبور شم اعتراف کنم که ما این رسم رو نداریم و اونوقت پالتویی رو که برام خریده بود و قرار بود شب یلدا بهم بده، بپیچونه.
امسال هم که مامان و باباش نیستن که معلوم بشه رسم دارن یا نه.
البته برای اینکه متین خیلی احساس غربت نکنه، دیشب به پیشنهاد من یک کمی آجیل خوشمزه خریدیم و انار و حافظ هم توی خونه داریم.
چیز دیگهای هم لازمه؟؟؟
آها، مستانهای که بتونه شب یک کمی دیرتر بخوابه رو هم جورش می کنم.
دیگه چی؟؟؟

امیدوارم یلدا به همتون خوش بگذره...









