بستگی به آدمش داره! برای یکی، دو تا لازمه و برای یکی، سه تا! ولی برای من یه دونهش هم کار میکنه.
متین همیشه یه بسته توی کیفش داره. میرم سر کیفش و برش میدارم. بزرگتر از قبلیهاست. شک دارم یه دونه بخورم یا دوتا اما چون بزرگه یه دونه میخورم و لیوان آب هم روش!
خیلی زود اثرش رو میذاره.
اول حال و روزم بهتر میشه. بعد سرم سنگین میشه و یواش یواش حس میکنم دنیای دور و برم ساکت میشه و زمان کندتر میگذره و ذهنم خالی میشه و بعد آروم خوابم میبره .
یه خواب آروم و طولانی...

پ.ن1: فعلاْ ذهنم ساکت و خالیه و چیزی پیدا نمیکنم که از توش دربیارم و باهاش این جا رو خطخطی کنم.
پ.ن2: اگه خدا بخواد و قسمت بشه امروز کوکوی کبوتران حرم رو ببینیم فردا بعد از مدتها یه پست فرهنگی داریم.
پ.ن3: از نظراتی که برای پست قبل گذاشتین واقعا ممنونم. اگه در موردش نظری داشتین یا رمز رو میخواستین همون جا کامنت بذارین. در مورد تصمیمی که مریم و میثم در مورد رابطهشون میگیرن، دو سه روز دیگه توضیح میدم.
پ.ن4: دلم میخواد عکس کادویی که متین برای سالگردمون خریده و عکس چیزی رو که من براش خریدم، بذارم. ولی میترسم یه وقت فکر کنین دارم پز میدم!




