یه چندوقتیه حس میکنم، اینجا اونجوری که باید باشه، نیست. حس میکنم اونقدر که من دلم میخواد انرژی مثبت نداره و به خوانندههاش آرامش و حسهای خوب منتقل نمیکنه.
راستش همیشه یکی از هدفهام توی زندگیم همین بوده. اینکه یه نقش هرچند کوچیک توی شاد کردن آدمها یا حتی فراموش کردن لحظهای غم و غصههاشون داشته باشم.
ولی این روزا شاید به خاطر مشکلاتی که خودم داشتم، انرژیم تحلیل رفته و از اونجایی که ارتباطم با منبع انرژی هم چندان قوی نبوده، انرژی از دسترفتهام جبران نشده.
به یه بازسازی اساسی نیاز دارم. باید دوباره خودم رو بهش وصل کنم و ارتباطم رو اونقدر قوی کنم که به این راحتیها گسسته نشه...

شاید یکی دو هفتهای ننویسم و از زمان وبلاگ نوشتن و وبلاگ خوندنم برای بازسازی خودم استفاده کنم.
و اما چندتا پیشنهاد براتون دارم.
1- حتماً به باغچهی کوچیکمون فکر کنین و اگه پیشنهادی دارین همونجا برام بنویسین. بهاره و وقتشه که گلهای تازهای توی اون بکاریم.
2- بهم بگین که بادبادک اون توقعی رو که من ازش داشتم براورده میکنه یا نه. یا اصلا بهم بگین کدوم نوشته یا نوشتهها رو دوست دارین و کدومش رو دوست ندارین.
3- اگه تا حالا لینک بادبادک رو عوض نکردین، عوضش کنین: http://baadbaadak.com و فیدتون رو هم تغییر بدین: http://feeds2.feedburner.com/baadbaadak 
4- اگه جز اون آشناهایی که من میدونم اینجا رو میخونن نیستین، ولی مستانه رو توی دنیای واقعی میشناسین، الان وقت خوبیه که اعتراف کنین!
6- سهراب بخونین!
5- یادتون نره که خیلی دوستتون دارم.








