سه شنبه 15 اردیبهشت 1388 ساعت 10:34
چه طور یادم رفته بود گلبرگهای گل رز، لابهلای صفحات کتاب، چه بوی عجیبی دارن و چه خاطرههایی رو که زنده نمیکنن!

خاطرهی حیاط خونهی مادربزرگ با رزای صورتیش! خاطرهی مدرسهی نیلوفر و گلخونهی بغلش، خاطرهی اولین گل رزی که هدیه گرفتی، خاطرهی اولین سررسیدی که توش نوشتی، خاطرهی اولین باری که عاشق شدی...
پ.ن: حتما به باغچه کوچیکمون سر بزنین و اگر دوست دارین توی کاشتن گل دوم باهام شریک بشین
.
بی صبرانه منتظرتونم...
برای معرفی باغچه کوچیکمون به دوستانتون از کد زیر استفاده کنین:
<p align="center">
<a href="http://baadbadak.eclick.ir" target="_blank">
<img border="0" src="http://baadbaadak.persiangig.ir/logo.bmp" />
</a></p>
نویسنده : مستانه
موضوع : زندگی جاریست...<a href="http://baadbadak.eclick.ir" target="_blank">
<img border="0" src="http://baadbaadak.persiangig.ir/logo.bmp" />
</a></p>




