روز پدر و روز مرد و دومین سالگرد نامزدی و اولین سالگرد عروسیمون و هزارتا مناسبت دیگه نزدیکه و من هنوز هیچ ایدهای واسه هیچ هدیه و هیچ مناسبتی ندارم و این بار حتی فکر نمیکنم که توی دقیقه نود هم به نتیجهای برسم!
به خدا خودمم خسته شدم از بس واسه متین و بابام لباس و عطر خریدم! اما آخه ذهن من به هیچ چیز دیگهای قد نمیده! یعنی هرچی کمد متین رو زیر و رو میکنم که یه چیزی پیدا کنم که نداشته باشه و براش بخرم چیزی پیدا نمیکنم!
بابا هم که دیگه هیچی! مگه میشه به این سادگی براش چیزی خرید؟
تازه پارسال هم روز پدر سرمون به عروسی و ماه عسل گرم بود و نه به متین نه به بابا و نه حتی به بابای متین کادو ندادم.
وای که اگه متین اهل کتاب خوندن بود من دیگه هیچ مشکلی نداشتم! البته خوشحال میشه واسش کتاب بخرما! ولی تجربه نشون میده که توی یه سال یکی دوبار بیشتر به کتاباش سر نمیزنه!
ولی شاید واسه بابا "دا" رو بخرم! آخه بابا خودش نویسنده است و تاریخ جنگ رو مینویسه! یه بار ازش پرسیدم! گفت دوست داره "دا" رو بخونه!

دیگه چی؟ آها یه سخنرانی هم واسه امروز آماده کرده بودم ولی امروز دیگه حسش نیست بیشتر از این برم بالای منبر! ایشالا بمونه واسه فردا!
پ.ن:
آخ که دل درد گرفتم بسکه خندیدم
! آخه یکی اومده یه کامنت تبلیغاتی برام گذاشته:
که در حالت عادی شاید چندان خندهدار به نظر نرسه! ولی وقتی آیپی فرستندهاش آیپی متین باشه خیلی هم خنده داره!
باشه متین! مرسی از راهنماییت! همین رو برات می خرم!




