دربارهی الی رو دیدیم. دوبار. (درسته که اصفهانیم و خسیس ولی اصفهانیا یه خصوصیت مهمتر هم دارن و اون اینکه به شدت اهل فرهنگ و هنرند)
خیلی قشنگ بود. خیلی. حسها رو خیلی خوب منتقل میکرد. با اینکه من اینور پرده بودم و سپیده و بقیه اونور پرده ولی هم حس شادی و سرخوشی اولش کاملا به من منتقل شد و هم اضطراب و نگرانی و تب و تاب بعدش.
نقد و بررسی که در موردش زیاد نوشته شده. اما خیلی دوست دارم نظرتون رو راجع به آخرش بدونم! آخه میدونین من هیچ جوری نمیتونم باور کنم که (اگه فیلم رو ندیدین این تیکه آبی رنگ رو نخونین) نمیتونم باور کنم که الی برای نجات آرش به آب زده باشه و غرق شده باشه. چون الی بعد از اینکه نخ بادبادک رو داد به بچه و قبل از اینکه آرش بره توی آب به بچهها گفت من باید برم. این یعنی خودش تصمیم گرفت که بره. یعنی آگاهانه رفت. به نظر من الی موقعی که داشت بادبادک هوا میکرد موقعی که آزادی و رهایی بادبادک رو دید تصمیم گرفت که خودش رو از وضعیتی که داره آزاد کنه. حتی اگه شده با یه پایان تلخ.
یه نکتهی جالب دیگه که کیوان راجع به درباره این فیلم نوشته این بود که فرهادی چه جوری موسیقی تیتراژ پایانی فیلم رو انتخاب کرده. توی یه مصاحبه فرهادی گفته:
یک اتفاق دیگر زمانی بود که داشتم برای موسیقی تیتراژ آخر فیلم، قطعات مختلفی را گوش میدادم. از اول این تصمیم را داشتم که فقط در تیتراژ آخر، موسیقی داشته باشم و راجع به این قضیه با چند آهنگساز هم مشورت کردم. سیدیهای زیادی میگرفتیم و یکی از کارهای هر شب من این بود که انبوهی قطعه گوش میدادم برای انتخاب موسیقی آخر فیلم. یک شب بالاخره به نظرم آمد که یکی از قطعهها، همانی است که میخواهم. همان حس را میدهد و میتوانم انتخابش کنم. اصلاً نمیدانستم اسم قطعه چیست، کار کیست و از کجا آمده. به دستیارم گفتم برود و از روی قاب و جلد سیدیها اسم این قطعه را پیدا کند و به من بگوید. رفت و خواند و... حدس میزنی اسم این قطعه چه بوده؟ اسم این قطعه هست "ترانهیی برای الی / Song for Eli" قطعهیی است ساخته یک آهنگساز آلمانی به نام آندره یا آندریاس باور که الان روی تیتراژ پایانی فیلم است.

بعد از دربارهی الی "شهر زیبا"ی اصغر فرهادی رو هم دیدم. به نظر من اونم خیلی قشنگ بود و البته اونم یه پایان کاملاْ باز داشت که باعث میشد تا چند دقیقه همین جوری مبهوت زل بزنی به صفحه تلویزیون و منتظر بقیهاش باشی. "رقصدرغبار"ش رو هم پیدا کردم و منتظر یه فرصت مناسبم که اون رو هم ببینیم.

اما توی گیر و دار این همه فیلم خوب و ارزشمند خواهر متین فیلم اخراجیهای2 رو هم بهمون داد! جدا باورم نمیشه فیلم از این مسخرهتر و مزخرفتر هم پیدا بشه! اصلا هم کاری ندارم کارگردانش کیه! ولی از سر تا ته این فیلم هیچی جز مسخرهبازی ندیدم. یعنی من نمیفهمم دهنمکی چه جوری روش میشه بگه من با این فیلم دینم رو به رزمندهها ادا کردم. واقعا چه جوری روش میشه؟




