توی شرکت ما که یه شرکت امنیتیه (امنیت شبکه) تنها چیزی که اصلاً و ابداً وجود نداره امنیته! دلیلش هم کاملا واضحه!
وقتی یکی در زمینه امنیت کار میکنه علاوه بر روشهایی که برای حفظ امنیت یاد میگیره روشهای نقض امنیت رو هم یاد میگیره که بتونه باهاشون مقابله کنه!
حالا اگه آدم درستی باشی از این روشهایی که یاد گرفتی فقط و فقط توی کارت استفاده میکنی و ازشون سواستفاده نمیکنی.
ولی توی شرکت ما همه آدمهای درستی نیستند و طبیعتا به سادگی از این روشها سواستفاده میکنن!
حرف از این که آدرس وبلاگم رو دارن یا متوجه سایتهایی که واردشون میشم نیست. که این پایینترین حد از نقض امنیته!
اینجا و توی این شرکت پسورد کلا معنی خاصی نداره! یعنی هرچی هم میخوای پسورد رو پیچیده بذار. حتی شونصد کاراکتر! هیچ فرقی نمیکنه! چون اگه کسی بخواد ببینه کافیه یه نرمافزار رو توی کامپیوتر خودش جلوش باز کنه و منتظر بشه تا تو پسوردت رو وارد کنی. اونوقت دقیقا اون چیزی رو که تو تایپ کردی میبینه!
حالا هر روزم پسوردت رو عوض کن. چه فرقی میکنه؟ دوباره فردا میاد اون نرم افزار رو اجرا میکنه و منتظر میشه تا تو پسوردت رو وارد کنی.
تازه کاش کار به همین جا ختم میشد. اینجا به سادگی میشه یه نرمافزار رو اجرا کرد و کل مانیتور هر کسی رو که دوست داری دید. خیلی ساده! بدون اینکه طرف حتی یه لحظه شک کنه که کسی داره نگاهش میکنه.

راستش این وضعیت اولش خیلی سخت بود! ولی حالا دیگه اونقدر بهش عادت کردیم که حتی بهش فکر هم نمیکنیم! و حتی به خاطر نمیاریم که چنین مشکلی هم هست.
راستش خیلی وقته که دیگه اصلا برام مهم نیست که یه آشنا حالا چه دوست و چه دشمن اینجا رو بخونه.
الانم خواستم فقط یه سلامی به آشناهای محترمی که اینجا رو میخونن عرض کنم و البته اول از همه به متین عزیزتر از جان که میدونم منتظر نمیشه تا من این نوشته رو پست کنم و بخونه و همزمان که من دارم اینجا تایپ میکنم، داره اون رو میخونه
!




