هواپیمای مدل بسازید ! هواپیمای مدل بسازید !
آموزش ساخت هواپیمای مدل
به زبان فارسی - گلایدر و رادیوکنترل
طرح های توجیهی اقتصادی
مشاغل پردرآمد
همین حالا شروع کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 31 شهریور 1388 ساعت 11:43
بهای آزادی...


از اول قرارمون همین بود. قرارمون این بود که هیچ کدوممون آزادیهای هم رو محدود نکنیم. هیچ کدوممون اهل این نبودیم که از آزادیمون سواستفاده کنیم و این کمک می‌کرد که سر قرارمون بمونیم.


متین هیچ‌وقت این قرار رو نقض نکرد. هیچ‌وقت از من نخواست اون طوری رفتار کنم که اون می‌خواد. هیچ وقت ازم نخواست کاری رو که اون دوست نداره نکنم، جایی رو که اون دوست نداره نرم و ...


من اما گاهی قرارمون رو زیرپا گذاشتم. مستقیم نه. ولی با گریه و اشک و ... کاری می‌کردم که دل متین برام بسوزه و کاری رو که من دوست ندارم انجام نده.


این بار متین از روز اول گفت اگه بهم بگی نرو، نمی‌رم. دلش اما با رفتن بود. بهش گفتم برو، با اینکه دوری ازش برام سخت ترین کار ممکنه. نه اینکه دلش بخواد تنها بره و من رو نبره. مسئله این بود که من نمی‌تونستم باهاش برم.


دیروز باهم ساکش رو بستیم. خوشحالی توی چشمهاش موج می‌زد و همین برای من کافیه و همین کمکم می کنه این یه هفته رو با آرامش سپری کنم.


البته آزادی همیشه یه بهایی داره. یکی باید برای آزادیش ۲۰۰‌میلیون سند وثیقه بذاره. به یکی دیگه می‌گن سند قبول نیست و ۲۰۰میلیون رو باید نقد بدی و یکی دیگه مجبور می‌شه تا آخر عمر ماهی یه سکه برای آزادیش بپردازه و ...


بهای آزادی متین رو نقدی که نه، ولی با خرج گذاشتن رو دستش ازش گرفتم و دیروز مجبورش کردم اونقدر برام خرید کنه که دیگه تا آخر عمر از این هوسها به سرش نزنه.



یه مانتو، یه بلوز بافتنی، یه بلوز دیگه، یه کمی وسایل تزیینی، شش تا کتاب و مقدار معتنابهی خوراکی، بهایی بود که متین برای آزادی موقتش از شر مستانه پرداخت!




پ.ن: فکر کنم یه یادآوری کوچیک بد نباشه و اون اینکه قرار وبلاگیمون چهارشنبه‌ی هفته‌ی دیگه است. 8 مهر!
در ضمن اگه زحمتی نیست اونایی که فکر می کنن به احتمال زیاد سر این قرار میان آدرس وبلاگشون رو توی کامنتا بذارن تا بقیه اونایی که میان بیشتر باهاشون آشنا بشن! فردا پس فردا یه پست می ذارم و همه رو به همدیگه معرفی می کنم.

نویسنده : مستانه موضوع : زندگی جاریست...