پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
طرح های توجیهی اقتصادی
اطلاعات اقتصادی مشاغل پردرآمد
در تابستان شروع کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 28 مهر 1388 ساعت 23:16
کوکوی نفرین شده!


بالاخره نفرین مامان دامنم رو گرفت. البته دامن من رو که نه! دامن کوکوسبزیهای بیچاره‌ام رو! حدس می‌زدم یه روزی این طوری می‌شه، بس‌که هروقت مامان کوکو سبزی درست کرد من به جون خودش و کوکوسبزی‌هاش غر زدم.


خوب یادمه دشمنی من و کوکوسبزی از اونجا شروع شد که روز اول مهر سال اول راهنمایی روغنش از توی کیسه‌اش در اومد و کیف نو و مانتوی نوی مدرسه‌ام رو کثیف کرد و من کلی به خاطرش غصه خوردم. دشمنیمون از همون جا شروع شد. ولی حالا هم که من کوتاه اومدم اون کوتاه نمیاد!


خلاصه این طوری بهتون بگم که من توی این یه سال نتونستم یه کوکوسبزی قابل خوردن درست کنم!

آخرین بارش همین امروز بود. سبزی و تخم‌مرغ رو که ریختم توی مخلوط کن، اومدم یه قاشق نمک بریزم که نصف ظرف نمک خالی شد توی مخلوط کن! سعی کردم بیشتر نمکها رو با قاشق جمع کنم ولی خوب یک کمی شور شده بود! منم که تجربه‌ی دفعه‌های پیش رو داشتم و از دشمنی کوکو و نفرین مامانم خبر داشتم به کوکوسبزیه گفتم هرطور شده این بار یه بلایی سرت میارم که بتونیم بخووریمت! حتی اگه شده بکنمت کوکو سیب‌زمینی!


شنیده بودم سیب زمینی نمک غذا رو می‌گیره! پس به ناچار دوتا سیب‌زمینی بزرگ هم رنده کردم و ریختم توی مخلوط کن! چشیدم. هنوز شور بود. توی یخچال رو گشتم و دیدم تنها چیزی که میشه بهش اضافه کرد دلستر استواییه! پس لاجرم نصف لیوان از دلستر عزیزم رو هم ریختم توی مخلوط کن و بعد هم مایع رو ریختم توی ماهیتابه!


نتیجه‌اش خیلی خوشمزه بود. فقط تا دلتون بخواد شور بود. اونقدر که باید با هر یه لقمه کوکو یه کاسه ماست و یه لیوان دوغ می خوردی.



و احتمالا این آخرین ملاقات من و این دشمن عزیز در این دنیا بود...


نویسنده : مستانه موضوع : زندگی جاریست...