پنجشنبه 10 دی 1388 ساعت 08:26
مامانم یه مادربزرگ داشت که خدا بیامرز پیشبینیهای عجیب غریبی میکرد. البته ما اون موقع به پیشبینیهاش میخندیدیم. ولی چند سال بعد معلوم شد که خیلی از پیشبینیهاش درست بوده!
یکی از این پیشبینیها در مورد آیندهی ما بچهها بود. ایشون عقیده داشت که خاله راضیه دانشمند میشه و مستانه پرفسور و مریم فیلسوف!
و البته دوتا از این پیشبینیها درست از آب در اومد و من منتظرم که اون وسطیه هم اتفاق بیفته!
خلاصه این مریم خانوم فیلسوف ما یه چند وقتیه داره اینجا مینویسه و خوشحال میشه اگه بهش سربزنین.
پ.ن: دیگه دیدم عهدم رو که زیر پا گذاشتم و وبلاگم رو قبل از دو هفته نوشتم، چه یک وجب، چه صد وجب!
نویسنده : مستانه موضوع : زندگی جاریست...




