مرده خوری!!!
تا حرف بیمار و بیمارستانه یه قضیهای رو هم براتون تعریف کنم.
چندوقت
پیش یه نفر تعریف میکرد که پدرش بیمار بوده و حالش بد بوده و یه چند وقتی
بیمارستان بوده. یه شب، نیمههای شب بهش زنگ میزنن که ده میلیون تومن جور
کن و بیار بیمارستان که همین امشب باید پدرت رو عمل کنیم.
این
بنده خدا هم با بدبختی پول رو جور میکنه و راه میفته میره بیمارستان.
توی بیمارستان بهش میگن پول رو بریز حسابداری و بیا. سر راه که داشته
میرفته حسابداری یکی از نظافتچیهای بیمارستان جلوش رو میگیره و میگه
به جای اون ده میلیون، دویست هزار تومن بده به من تا مشکلت رو حل کنم.
پول رو که میگیره بهش میگه، برو به پرستارها بگو میخوای قبل از عمل بابات رو ببینی و تا بابات رو ندیدی پول رو واریز نکن.
خلاصه این آقا میره که باباش رو ببینه و بعد از کلی اصرار و التماس از سردخونه سردرمیاره.
آره...
قضیه این بوده که ایشون فوت کرده بوده و بیمارستان میخواسته اول اون ده
میلیون رو بگیره و الکی بگه عملش کردیم و از زیر عمل زنده بیرون نیومده.

خلاصه که ایشالا همیشه خودتون و نزدیکانتون سلامت باشین و پاتون به این جور جاها باز نشه.
نویسنده : مستانه
موضوع : زندگی جاریست...