هرچه قدر هم که این دنیا پیشرفت کنه و انواع و اقسام وسائل الکترونیکی و دیجیتالی و ... به این دنیا اضافه بشه، هیچی نمیتونه جای کتابهای چاپی رو بگیره. هیچی نمیتونه جاش رو با لذتی که ورق زدن کتاب و بو کردن کاغذهای نو و مزه مزه کردن داستان داره عوض کنه.
ولی گاهی چارهای نیست. بعضی کتابها هست که توی پستوی هیچ کتابفروشی پیدا نمیشه. اونوقته که مجبور میشی کتاب رو عوض خریدن، دانلود کنی و به جای ولو شدن روی کاناپه، بنشینی پای کامپیوتر.
همسایهها یکی از این کتابهاست.

من تا دیروز احمد محمود رو نمیشناختم. هیچی ازش نخونده بود و راستش حتی اسمش رو هم نشنیده بودم. دیروز خیلی اتفاقی کتاب همسایهها رو دانلود کردم و شروع کردم به خوندنش و همون چند صفحه اول باعث شد دیگه نتونم تا موقع خواب از پای کامپیوتر بلند شم.
این رمان به شدت جذاب و دوست داشتنیه و داستان زندگی یک خونه توی یه محله فقیرنشین اهواز و آدمهای این خونه در زمان مصدقه. این داستان از زبون یکی از آدمهای این خونه به اسم خالد بیان میشه.
توی جستجوهایی که کردم فهمیدم که این رمان یکی از بهترین رمانهای تاریخ ادبیات ایرانه. بنابراین خوندنش رو بهتون توصیه میکنم.
احتمالا بعد از تموم شدن این کتاب، "درخت انجیر معابد" و "مدار صفر درجه" این نویسنده رو هم میخونم.

همسایه ها رو از اینجا دانلود کنید(+) و نسخه موبایلی اون رو از اینجا (+)
نویسنده : مستانه موضوع : بستهی فرهنگی




