دوست دارین بدونین نتیجه پست قبل چی شد؟
نتیجهاش این شد که الان یه نامه روی میزمه که توش نوشته با استعفای شما موافقت نمیشود! فکر کنم آقای رئیس هم تصمیم گرفته دلم رو به دست بیاره!!!
* * *
در ادامه باید بگم که مجبور شدم برم پیش رئیس. نه اون برخورد خوبی کرد، نه من! تا حدودی هم دعوامون شد. تا حدودی هم من حرفهای خطرناک زدم و گفتم از این سیستم دولتی و اینا خسته شدم. ولی آخرشم کوتاه نیومد و گفت من استعفات رو قبول نمیکنم چون پروژههامون روی زمین میمونه!
منم مستقیم رفتم پیش مسئول یه رده بالاتر که گفت چون قراردادت یک ساله بوده و آخر اسفند تموم میشه، آقای رئیس کاری نمیتونن بکنن و نامه استعفات رو مستقیم بده به ما تا کارهات رو انجام بدیم و این یعنی اگه خدا بخواد دیگه واقعا همه چیز تموم شد.
* * *
قول می دم دیگه کمتر راجع به کارم و مسائل کاریم بنویسم، چون خودمم دوست ندارم مسائل کاربم رو با وبلاگم قاطی کنم!




