جدیدترین فیلمهای 2010 جدیدترین فیلمهای 2010
Iron man2,Shrek4,Prince of Persia...
هرفیلم 190 تومان+هدیه
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 26 تیر 1389 ساعت 08:03
جاده...


برعکس خیلی از شاعرها و نویسنده‌ها و آدم‌های لطیف و بااحساس که عقیده دارن "مقصد بهانه است، رفتن رسیدن است" و کلا می‌گن جاده بخشی از سفرِ و لذت سفر به جاده شه و این حرفها، من هرکاری می‌کنم نمی‌تونم از این جاده‌ی تهران - اصفهان لذت ببرم. اصلا این جاده برام عذاب الیمِ، حرف امروز و دیروزم نیستا. از بچگی هروقت می‌خواستیم بریم اصفهان عزای این هف-هش ساعت راه رو می‌گرفتم (اون موقعا با پیکان زودتر از این نمی‌شد رسید) وقتی هم که برمی‌گشتم تا یه هفته خواب می‌دیدم که کل شهر اصفهان رو آوردن توی حیاط خونه‌مون از پله‌ها که می‌ریم پایین می‌رسیم به خونه‌ی بابابزرگم.


فقط یه مدت توی دوره نوجونی که تو فضای عشق و عاشقی بودم از جاده لذت می‌بردم. چون می‌تونستم شش - هف ساعت برم توی خیالاتم غوطه‌ور بشم.


این روزا دلم می‌خواد بیشتر بریم اونجا، دلم می‌خواد بیشتر بابابزرگ رو ببینم، بیشتر با عمه‌ها و عموها و زن‌عموها حرف بزنم. بیشتر از حال دخترعموها و پسرعموها خبر داشته باشم و بیشتر از بودن کنارشون لذت ببرم. اما فکر این جاده‌ی خشک و خالی که انگار هیچ وقت نمی‌خواد تموم شه منصرفم می‌کنه...




پ.ن: الان از راه رسیدیم. احتمالا خستگی راه توی این نوشته بی‌تاثیر نیست! برم یکم بخوابم شاید نظرم عوض شد :دی


نویسنده : مستانه موضوع : زندگی جاریست...