پکیج جامع مستند حیات وحش پکیج جامع مستند حیات وحش
بیش از ۱۶ ساعـــــت و با کیفیت عالی!
هدیه 4000 تومانی|16DVDفقط16500ت
طراحی سایت
طراحی و بهینه سازی سایت
ثبت دامنه و هاست لینوکس
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 3 اسفند 1388 ساعت 10:53
منطق


زنها گاهی نمی‌خواهند عاقل باشند و منطقی فکر کنند و گاهی نمی‌توانند.

 

نویسنده : مستانه موضوع : زنها گاهی...


یکشنبه 2 اسفند 1388 ساعت 16:36
اشتباه ناجور!


امروز دیگه رسماً گند زدم! دسته کلیدی رو که هم کلید حیاط بهشه و هم کلید در آپارتمان، به در حیاط جا گذاشتم و اومدم سرکار.


اون لحظه‌ای که کلید رو کردم توی قفل و بدون اینکه درش بیارم رفتم توی حیاط تا دستم رو بشورم مطمئن بودم که این اتفاق میفته ولی بیخودی به این حس اطمینان نکردم و به جاش به حافظه‌ام اطمینان کردم.


وقتی فهمیدم کلیدم نیست و به در جا مونده که من رسیده بودم سرکار و متین هم وسط اتوبان همت بود.


سعی کردیم با صابخونه‌مون تماس بگیریم و بهش بگیم اگه کلیدی به در مونده و خونه‌مون هنوز خالی نشده نجاتمون بده. اما اونا هم خونه نبودن و گوشی رو برنداشتن.


خلاصه متین درحالیکه سعی می‌کرد پشت تلفن نشون نده که از دستم ناراحته ولی مطمئنم توی دلش داشت بهم بد و بیراه می‌گفت از وسط اتوبان دور زد و برگشت خونه و تا برسه خونه و زنگ بزنه، توی دل من یه دور لباس شستن و آب کشیدن و خشک کردن!


بیشتر از همه دلم واسه لپ‌تاپ و دوربینمون شور می‌زد. چون همین‌جوری وسط هال ولشون کرده بودم.


هیچی دیگه! همین!!!


چی می‌خواستین بشه؟ خدا بهمون رحم کرد و وقتی متین برگشت خونه کلید هنوز به در بود!



پ.ن: کلی عذاب وجدان دارم که جواب کامنتا رو نمی دم! کلی هم عذاب وجدان دارم که براتون کامنت نمی ذارم! تو رو خدا فکر بد راجع بهم نکنین!



نویسنده : مستانه موضوع : زندگی جاریست...


شنبه 1 اسفند 1388 ساعت 11:54
بعد مدتها...


وای من که باورم نمی‌شه! یعنی انقدر سرم شلوغ شده که از صبح حتی یه دور هم بادبادک رو باز نکردم. می‌دونین چند وقته من هیچ کار مفیدی انجام نداده بودم؟ بس‌که سیستم اینجا مزخرف بود احساس بیهودگی می‌کردم! نه اینکه هیچ کاری انجام ندم، ولی انقدر کارایی که توی این یه سال اخیر انجام دادم به نظرم بیهوده بود که اصلا احساس مفید بودن نمی‌کردم.


پنجشنبه رفتم و با مدیرعامل شرکت جدید صحبت کردم و یه پروژه داده که تا آخر فروردین باید انجامش بدم. حالا من علاوه بر اینکه کلا باید یه دور برنامه‌نویسی رو مرور کنم و برنامه‌نویسی واسه سیستم‌عامل سیمبین رو یاد بگیرم باید یه نرم‌افزار درست و حسابی هم بنویسم. تازه کلاسها و درسها و تمرینهام هست.


ولی من الان خیلی خوشحالم و حس خیلی خوبی دارم. بعد مدتها...



نویسنده : مستانه موضوع : زندگی جاریست...


پنجشنبه 29 بهمن 1388 ساعت 13:36
تناسخ بعدی


دیشب یه خواب اشتباهی می‌دیدم! یعنی اشتباهی داشتم خواب یکی دیگه رو می‌دیدم!


نه خودم توی خواب خودم بودم، نه اصلا درکی از دور و برم داشتم. نه جاهایی رو که می‌رفتم، می‌شناختم و نه کارایی رو که می‌کردم، درک می‌کردم.

حتی توی خوابم فهمیده بودم که دارم خواب اشتباهی می‌بینم و نگران این بودم که لابد همزمان یکی هم الان اشتباهی توی خواب منه و داره توی زندگیم سرک می‌کشه!


البته صبح که بیدار شدم و یه ذره فکر کردم، چون یک کمی عاقلتر از توی خوابم بودم، به این نتیجه رسیدم که احتمالا این خواب مال تناسخ بعدیم بوده، بس‌که همه چیز عجیب غریب و پیشرفته بود!


فک کن! توی تناسخ بعدیم من مرد می‌شم، حتی دانشمند هم می‌شم! تخصصمم در زمینه ابزارهای فوق پیشرفته‌ایه که درحال حاضر وجود نداره!



نویسنده : مستانه موضوع : زندگی جاریست...


چهارشنبه 28 بهمن 1388 ساعت 09:20
روشهای حل مسئله


عصر تکنولوژی و پیشرفته و توی این عصر هر مسئله‌ی پیچیده‌ای یه راه‌حل ساده داره.


فرض کنین مسئله‌تون اینه که که فایل با حجم چهارگیگ رو به دوستتون برسونین. فقط مشکل اینجاست که به هر دلیلی نمی‌تونین این دوست رو ببینین و فایل رو مستقیم بدین دستش.


* یه روش اینه که فایل رو یه جا توی اینترنت آپلود کنین و آدرسش رو بدین به دوستتون تا دانلودش کنه. این روش احتمالا برای همه جای دنیا بهترین انتخاب ممکنه. ولی واسه ایران راه خوبی نیست. چون حداقل یکی دو روز زمان می بره و کلی هزینه. پس می‌ریم سراغ راه‌حل بعدی.


* دومین راه‌حلی که به ذهنمون می رسه اینه که از امکانات پست استفاده کنیم. فایل رو روی یه دی‌وی‌دی رایت کنیم و با پست پیشتاز ارسال کنیم. اما این روش هم مشکلات خاص خودش رو داره. مثلا این که حداقل یه روز زمان می‌بره و بعد هم تا اونجایی که من می‌دونم پست محتوای سی‌دی و دی‌وی‌دی رو چک می‌کنه که یه وقت خدای نکرده چیز غیرمجاز نباشه. پس این روش هم چندان به صرفه نیست.


* روش بعدی استفاده از پیک موتوریه. روش خوبیه. هم سرعت عملش خوبه و هم امنیتش. اما این روش هم چهار پنج تومن هزینه می‌بره.


احتمالا شما اگه اصفهانی نباشین از همین روش آخر استفاده می‌کنین و راه‌حل دیگه‌ای هم به ذهنتون نمی‌رسه. اما یه اصفهانی همیشه راه‌های بهتری سراغ داره!


دی‌وی‌دی رو گذاشتیم توی یه جلد و سر راه که داشتیم می‌رفتیم خونه‌ی بابای متین، توی یه باغچه توی خیابون دماوند لابه‌لای برگ‌ها پنهانش کردیم و آدرسش رو دادیم به دوست متین که یکی دو ساعت بعد قرار بود از مسیر خیابون دماوند بره سمت تهرانپارس.


راه‌حل خوبی بود! سریع و کم‌هزینه و امن!!!



نویسنده : مستانه موضوع : زندگی جاریست...


<< 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>