مردها گاهی از این که سکوتشان شنیده نمیشود، آزرده میشوند.
نویسنده : متین موضوع : مردها گاهی...
آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک در برابر خطرات از خود دفاع کنید |
هواپیمای مدل بسازید !
آموزش ساخت هواپیمای مدل به زبان فارسی-گلایدر و رادیو کنترل |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
مردها گاهی از این که سکوتشان شنیده نمیشود، آزرده میشوند.
نویسنده : متین موضوع : مردها گاهی...
صبح که داشتم میومدم توی اتاقم دیدیم یه پرنده روی درخت پشت پنجره نشسته و با کلی تمرکز دونه دونه پوستههای خشک روی درخت رو میکنه و میریزه زمین. پرنده خیلی خوشگلی بود. با یه ترکیب رنگی از سفید و سیاه و قرمز. حیف که دوربین همراهم نبود.
الان دوباره رفتم یه سر بهش زدم. تا وسطای درخت اومده بود پایین و پوست بالای درخت کاملا نو و تازه بود. انگاری این پرنده داره لباس کهنه درخت رو از تنش درمیاره و لباس نو تنش میکنه.
بعد فکر کن همین یه صحنه کلی حال من رو خوب کرده و بهم انرژی داده. حیف که توی این شهر کمتر پرندهای باقی مونده و کمتر درختی و حتی کمتر هوایی برای نفس کشیدن... واقعا ما توی این شهر دنبال چی می گردیم که به هیچ قیمتی حاضر نیستیم رهاش کنیم به امان خدا و بریم یه جایی که هر روز صبح به جای زنگ موبایل با صدای آواز پرنده ها از خواب بیدار شیم...

دلم گرفت ای همنفس
پرم شکست تو این قفس
تو این غبار، تو این سکوت
چه بی صدا، نفس نفس...
گاهی هیچی مث یه احوالپرسی ساده حال آدم رو خوب نمیکنه. یه اساماس، یه تلفن، یه کامنت، یه نگاه یا ... که ازت میپرسه حالت خوبه؟ که منتظر نیست یه جواب تکراری بشنوه. که واقعا میخواد حالت رو بدونه.

تو چطوری؟ خوبی؟؟؟؟
هرچه قدر هم که این دنیا پیشرفت کنه و انواع و اقسام وسائل الکترونیکی و دیجیتالی و ... به این دنیا اضافه بشه، هیچی نمیتونه جای کتابهای چاپی رو بگیره. هیچی نمیتونه جاش رو با لذتی که ورق زدن کتاب و بو کردن کاغذهای نو و مزه مزه کردن داستان داره عوض کنه.
ولی گاهی چارهای نیست. بعضی کتابها هست که توی پستوی هیچ کتابفروشی پیدا نمیشه. اونوقته که مجبور میشی کتاب رو عوض خریدن، دانلود کنی و به جای ولو شدن روی کاناپه، بنشینی پای کامپیوتر.
همسایهها یکی از این کتابهاست.

من تا دیروز احمد محمود رو نمیشناختم. هیچی ازش نخونده بود و راستش حتی اسمش رو هم نشنیده بودم. دیروز خیلی اتفاقی کتاب همسایهها رو دانلود کردم و شروع کردم به خوندنش و همون چند صفحه اول باعث شد دیگه نتونم تا موقع خواب از پای کامپیوتر بلند شم.
این رمان به شدت جذاب و دوست داشتنیه و داستان زندگی یک خونه توی یه محله فقیرنشین اهواز و آدمهای این خونه در زمان مصدقه. این داستان از زبون یکی از آدمهای این خونه به اسم خالد بیان میشه.
توی جستجوهایی که کردم فهمیدم که این رمان یکی از بهترین رمانهای تاریخ ادبیات ایرانه. بنابراین خوندنش رو بهتون توصیه میکنم.
احتمالا بعد از تموم شدن این کتاب، "درخت انجیر معابد" و "مدار صفر درجه" این نویسنده رو هم میخونم.

همسایه ها رو از اینجا دانلود کنید(+) و نسخه موبایلی اون رو از اینجا (+)
نویسنده : مستانه موضوع : بستهی فرهنگی
اون وقت فک کن اون وسط در حالیکه صدای قرآن بلنده و من دارم اشکهام رو پاک میکنم همه گیر دادن به من که اگه تا حالا بچهدار شده بودی "خانوم جان" نبیرهاش رو هم دیده بود!
نویسنده : مستانه موضوع : زندگی جاریست...